در آستانه 2 سالگی
دختر ناز مامان
بسکه ماشالااااااااااااا شیطون شدی و کم خوابی وقت نمیکنم بیام و برات چیزی بنویسم کل روزمو پر کردی و شبم که میخوابی مامان باید به کاراش برسه و بعد بیهووووووووووش از خستگی
چند تا از عکساتو که مربوط به اردیبهشت و خرداد و تیرماهه برات میذارم
مامان به فدای اون لب ولوچت

ی روز به همراه خونواده خاله سپیده که از تنکابن اومده بودن و خونواده خاله مجی رفتیم جاده چالوس و کلی خوش گذروندیم
پارمین ویونا

دنیز از تو قابلمه پلو میذاشت دهنت تو هم همرو تو لپت جمع میکردی


باب رضا داشت باهات ازی میکرد و تو ذوق کرده بودی

اینجام من و شما و مامان جون رفتیم خونه خاله مامان ی دورهمی زنونه

یک روز خووووووب خونه خاله مجی با آوا جون و دنیز جون کلی خوش گذروندید



موقع رفتن داشتم براتون شعر میخوندم و با دنیز کلی ذوق کردید

25 اردیبهشت تولد بابا رضا

حیاط خونه مامان جون


ی روز خوب دیگه خونه خاله الناز مامان آرمیتا جوووووون
خونه خاله الناز ماشالا دختر خیلی خوبی بودی و مامان رواذیت نکردی و سرت تو کار خودت بود 

پارمین و آرمیتا



خاله مجی و دنیز جون هم بودند ولی از دنیز عکسی ندارم که بشه اینجا بذارم
آآآآآآآآآآآخ مامان فداااا

پارمین و نوه همسایه مامان جون هلنا

چند روزی هم رفتیم سمنان که خیلییییییییییی بهمون خوش گذشت
پارمین و نگین




ی روزم با مامان جون رفتیم مولودی خونه دوست مامان جون

شهربازی پروما

مزرعه


بازم حیاط خونه مامان جون



دختر نااااااازم عاااااااشقتم 


در آستانه 2 سالگی
